یادبود رضا کیانیان از خسرو شکیبایی



به گزارش وانانیوز،

پس از ۱۴ سال و در سالگرد درگذشت خسرو شکیبایی، بار دیگر نامه غم انگیزی را که رضا کیانیان خطاب به او نوشته بود، خواندیم:

«سلام چوسرو جان
تو بی خبر رفتی نه خداحافظ!
وقتی دو هفته پیش آخرین جایزه ات را گرفتی، روی صحنه چیزی نگفتی. از گوشه ی صحنه آمدی و بی سر و صدا جایزه ات را گرفتی. برای سی سال حضور پرشور در فیلمی که این روزها چندان پرشور نیست.
فقط لبخند زدی و رفتی پایین و در بین جمعیت گم شدی. خوب اگر قرار بود بروی و پشت سرت را نگاه نکنی، چند کلمه ای به ما که پشت سرت بودیم می گفتی!
یادم هست وقتی روی صحنه آمدی حال خوبی داشتی.

چند بار دیگر که اخیراً روی صحنه آمدی و من تو را دیدم، خیلی خوب نبود. اما این بار همه خوشحال بودیم. ما فقط نمی دانستیم که شما می روید. نمی دانم می دانست یا نه. آنها می گویند افراد خوب قبل از رفتن احساس بهتری دارند. چون به جای خوبی می روند. از کجا بفهمیم این خوش خلقی نشانه است؟ ما همیشه بعد از وقوع آن می فهمیم. اما من فکر می کنم شما خودتان این را می دانستید. چون چیزی نگفت و همینطور لبخند زد. شاید خداحافظی کردی و ما نفهمیدیم. اما چه خداحافظی شگفت انگیزی! بسیاری از مردم می خواهند در اوج خداحافظی کنند. اما آنها نمی توانند. شاید اون لبخند هم همین معنی رو داشت. شاید اگر صحبت می کردی، همه خداحافظی هایت چند کلمه بود. اما از آنجایی که شما همیشه شاعر بودید، فقط با مهربانی و سپاسگزاری نگاه می کردید و لبخند می زدید. الان که فکر میکنم میفهمم بیشتر اینطوری حرف زده.
من باید از شما یاد بگیرم یادتان هست سال ها پیش که از مشهد به تهران آمدم، روی صحنه تئاتر می درخشیدید. همه جا دویدم تا روی صحنه بروم و دیده شوم.
بعدها که روی پرده سینما فلش زدی، من هنوز می دویدم تا روی پرده دیده شوم.

یادت هست در اولین فیلمم بازی کردم، هامون بود. یادم می آید در فیلم کیمیا دست مرا گرفته بود. می خواستی بیام و دیده شوم. سپس من این شانس را داشتم که فقط یک بار دیگر با شما بازی کنم. در فیلم “درد مشترک” چه شوخی.
رابطه من با تو مثل کوهنوردان با کوه است. هر قله ای را فتح می کنند می بینند که پشت آن قله ای بلندتر است. من هر چه بدوم، تو یک قدم جلوتر هستی. همانطور که اکنون آموجون جلوتر است. تو رفتی اونجا نمی دانم چقدر باید بدوم تا به آنجا برسم، نمی دانم در چه شرایطی به آنجا خواهم رسید.
بعد برام دعا کن می گویند دعای دیگران برای دیگران زودتر مستجاب می شود. راهی که رفتی، همه «خداحافظ» و «خاطرات خوب» و «حال خوب» و «خاطرات خوب» و… رفتی.
من خودم شاهد هستم، اگر حال و حوصله دارید اینجا را نگاه کنید خواهید دید.
با دستان پر رفت. می بینی چقدر از من جلوتره! باید بدوم تا موقع رفتن دستام پر باشه.
البته جلوی ما خالی است. سینمای ایران هنوز با شما خیلی ارتباط داشت. اما مثل اینکه دوباره متولد شده ام. وقتی زمانش فرا می رسد، ما باید متولد شویم. تولد دیدیم تولد شما دوتا مبارک
می دانم که بچه های سینما و تئاتر زیادی به آنجا می آیند تا شما را ملاقات کنند. حتما همه چیز را آماده کنید.
ما در آن دنیا به فعالیت خود ادامه می دهیم. و قطعا یک نمایشنامه در آنجا وجود دارد. آنها قطعا به سرگرمی نیز نیاز دارند. بنابراین ما در آنجا بیکار نخواهیم شد. وقتی مردم را سرگرم می کنیم، آنها هم احساس خوبی دارند. می گویند رحمت خدا بر ما و پدر و مادرمان. وقتی مردم تو را در خیابان ببینند و بی اختیار لبخند بزنند، خداوند تو را می بخشد. وقتی مردم متوجه می شوند که شما رفته اید و دیگر در بین ما نیستید، گریه می کنند و خدای ناکرده جای شما را ترک می کنند.
می بینید که خداوند با دادن این مقام به شما چقدر برکت داده است. پس حتماً طرف مقابل شما را خواهد برد و به آنجا روی صحنه ها و اکران می برد تا مردم آنجا دوباره شما را ببینند و حالشان بهتر شود و رحمت خدا ادامه داشته باشد.
امیدوارم ببینیم”
رضا کیانیان